|
اولین وبلاگ طرفداران معین |
بـسـم الله الـــرحـمــن الــرحیــم
خدایا , می دانم که نگاه مهـربان تو هـمـه جا حامی من است
دوســتان خوبم ســلام
بــعــد از شـکر خــدای مـهـربان ، خالق روح و جسـم و جـان ، با یـک ســه بیتی کـه هـمـین الان ســرودم و به شمــا تقدیمش می کــنم مطلب رو شــروع می کــنم :
مــن از صــدای ســبـز تــو ؛
ســاعــت ســرخ وصــل تــو ؛
گــرمی نــورنــاک دسـت تو ؛
حــال خــراب و مســت تــو ؛
تــــازه ی تـــازه تــر شوم ،
چشــم ز شـوق پــر شــوم ؛
بــدیـهـه نـوشـتم.بــدون ایـنکه مطـلب رو روی کاغـذ بیـاورم.بـدیهه نــویسی طفـل بـازی گـوشی از نـکـاح گـفـتن و نوشـتـن اسـت ولی پرهـیـجان تـر چـون گـاهـی اوقـات آن چه پیش روست بـرای خود نویــسـنده هـم نـا معلوم جلوه می کـنـد مثل بـعـضـی بـرنامه های زنده تلـویـزیونی ... و بیـشـتر وقـت ها چون صـمـیـمـی تر است دلـنـشـین تر هم می شــود.
کلام رایجی است که وقـتـی زبان دیگـری یاد می گــیری " آدم جــدیدی" به تو اضافه می شود و باید اضافه کـرد که وقـتی می نـویسی ؛ " تلفـیـقی" می شــوی از تمـام آن آدم هایی کـه در درونت هسـتند و مثل " رنگین کمـانی خـنـدان" میشـوی آن وقـت کـه بــرای کسـانی که دوسـتشـان داری و دوسـتشان می دانی و نـوشـتن بـرایـت می شود لـذت.
بــدون هـیـچ مـنـتی و با افـتـخـار عــرض می کـنم که اگــر پـس از یک سـال نـبـودم اکـنـون می نویسـم فـقـط و فـقط به عـشـق شمــا دوســتان گــرامی است کـه در این حـدودا سه سـال و نیـم ( چه زود می گـذرد این ایـام عـمـر ) با مـحـبت های خـود به ایــنجانب انــرژی دادید و مـرا با مـهـربانی های خـود شـرمنده سـاختید و این وبلاگ مـتـعـلق به شمـا بوده و هسـت.
بله ؛ یـک سـال طاقـت فـرسـای کـنـکـور 1388 هم بـا تـمـام بالا و پاییـن هایش گـذشت.حقـیـقـتش را بخواهـید مثل ابــر بـهـاری حـال باریـدن دارم ولـی نه در این پست. بلکه غــرض از انـتـشـار این پسـت عــرض چـنـد نکـته بود که به نـظـرم ضـروری بـود در این زمــان بیـان شـوند و اصـلا قــصـد ، بازارگــرمی کــردن و کلاس گذاشتن و مسائلی از این دست نبوده ، خواهشا مطالعه بفـرمایید چـنـد مـورد کـوتاهی بیـش نیست ؛ اتــمــام حجت و از این جور قضایا هم نیست فقط چند تا نکته ی سـاده هست ، هـمـین و هــمیـن ! :
1-وقـتی شمـا کاری انـجـام می دهــید که با لطـف خــدا مــورد اقـبـال عـمـومی واقـع می شــود وظـیـفه دارید که گام های بـعـدی رو با دقـت بیـشـتری طـی کـنـید و بـنـده هم دارم آرام آرام پسـت اصـلی رو نگـارش می کـنم تـا مطـلـب قـابل اتکا و مـنـاسـب - البته امیـدوارم - از آب در بـیـاد.خـوب دوسـتان خیـلی بـزرگوار هسـتند ولطف داشتند و راجع به ادامه ی کار پـرس و جـو می کـردند خـیـلی دوسـت داشـتم که زودتــر اطلاع رسـانی کـنم تا مسـائل شـفـاف بشـوند و بـرداشـتم این بـود که اگـر این کار انجام نشـه شـاید شـوق دیـدار شمـا که از جام وجودم لـبـریز بود بـاعـث پاییـن آمـدن سـطـح هـمـون مطالب دست و پا شـکـسـته این حـقـیر بشـود.امـا یک خواهش : تقـاضـا دارم راجع به اینکه "قــراره چی نـوشـته بشــه؟" کـم تر فکـر کنید چـون ممـکنه پسـت با اونچه شمـا فکـر می کنیـد متفاوت باشه و سـایر مسـائل به دنبــاله ی آن...!
ان شـا الله می توانید از روز جـمـعه 26 تـیـر شـاهد مطالب پسـت آیـنـده ی وبلاگ باشـید.
2-در ایــن یک سال گــذشـته حضــور بســیاری از دوســتان به دلیــل مســائل درســی و رســیـدگی به سـایر امـور زندگـی کـمـرنگ شـده( بـرای هـمـه ی آن ها آرزوی موفقیت دارم).یک مقـصـود دیگـر از این پسـت آن است که از هـمـه ی شمـا تقـاضـا کـنم تا زمـان انتـشـار پست بـعـدی به دوسـتانمـون خـبـر بـدهـیـد تا بــا هـم در فـاصـله ی بیـن روز های جـمـعه 26 تا دوشـنبه 29 تــیـر ( روز عـیـد مـبـعـث ) با یـک Moeinpage Party شـاهـد حـضـور تـعـداد کـثـیـری از دوسـتان به بـهـانه ی انتشـار پسـت در کنار یکدیگـر باشـیم.مـن خودم هـم در این زمیـنه بی کـار نمی نشـینم و سـعـی می کـنم عـلاوه بـر اینـکه شمـا خـبر می دهـید به بـقـیه من هم کسـانی رو که می توانم خـبر کنم.
و 3 - ضــروری تــر از هــمــه لازم مـی دانـم که 13 رجــب روز ولادت مــولای مــتـقـیـان ، مـقـتدای صـافی ضـمـیران ، جلوه ی عـمـل به قــرآن و یـاور مسـکـیـنان و یـتـیـمـان و هـمـه ی فقـیـران امـام عـاشـقـان حـضـرت عـلی بن ابی طـالب ( عـلیه السـلام ) و روز پـدر و مــرد رو خــدمـت شمــا بــزرگواران و دوسـتان تـبـریک و شـادباش عــرض کـنم و واقـعـا امـیـدوارم در تمـام عـمـرتون به خصـوص این فـاصـله ی دو هفته ای عـیـد تا عـید لـحـظاتی شـاد و توام با سـلامـتی رو هـمـراه با عـزیزانتـان سـپـری کنـید.
حـیـفم مــیـاد که ایـن بـیـت شـهـریار را اینـجا ذکـر نکـنم:
دل اگــر خــداشــناسـی هــمــه در رخ عــلی بین
به عــلی شــناخــتم مـن به خــدا قــســم خــدا را...
با شـعـر شــروع کــردم با یک نـیـم شـعـر مــوزون از خـدمـت تمـام شمـا تا پسـت بـعـد خـداحـافظـی می کـنم:
ای نـیـک سـرشـت ،
ای جایت بـهـشـت ،
دارم بـرایت آرزو ،
آرزویی بس نکـو ،
هـمـدمـت خــوشـحـالی ،
زنـدگی ات از غـم ها خـالی ،